محمد معصومیان

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات             

که واجب شد طبیعت را مکافات

نتیجه گیری: ما دانشجویان دانشگاه آزاد حق داریم از همه اساتید و از همه چیزها شکایت کنیم. از آنجا که شهریه می دهیم حق خود می دانیم که آنچه را که می خواهیم داشته باشیم و آنچه را که نمی خواهیم نداشته باشیم. مدتها قبل از اینکه ترم درسی آغاز گردد در جستجوی اطلاعات کاملی هستیم تا یقین پیدا کنیم که استاد انتخابی ما بیشترین تطابق را با آنچه می خواهیم داشته باشد. از دبیرستانهایی که ماهیت معلمانشان بر اساس آنچه ما می خواهیم تعریف می شوند وارد دانشگاه می شویم و طبیعتاً دانشگاهی می خواهیم که ماهیت اساتیدش بر اساس اراده ما شکل گرفته باشد. سرفصلها و نحوه تدریس و میزان مطالب و تعداد صفحات جزوه و نحوه اداره کلاس و رفتار استاد باید تابعی از خواست و طلب ما باشد. اگر بیش از 90 درصد دانشجویان کلاس ریاضی عمومی را افرادی از ما تشکیل می دهد که آخرین دروس ریاضی دبیرستان خود را با اراده نامحدود خویش به محتوایی معادل با دوره راهنمایی بدل نموده اند طبعاً محتوای درس ریاضی عمومی نیز باید تغییر ماهوی بدهد و تنها آنچه را که از اواخر دوره راهنمایی باقی مانده است پوشش دهد. بنابراین تفاوتی نمی کند نام استاد ریاضی معصومیان یا یوسفیان یا کاتوزیان باشد، بلکه آنچه حیاتی است ورود قطعی اراده همگانی ما در تعیین ماهیت درس و شکل تدریس و نحوه اختصاص نمره است. خطای استاد معصومیان در این نبود که 90 درصد دانشجویانش در امتحان نهایی حاضر نشدند یا نمرات نهایی اختصاص داده شده از پشیزی تجاوز نکرد. ذنب کبیره او مقاومت در برابر سیل بنیان کن اراده همگانی ما بود. حتی نظرات طولانی حاوی همه انواع زشت ترین الفاظ و جملات و خطاب به خانواده ایشان که ایشان در بخش نظرخواهی وبلاگ خویش دریافت می نمود عکس العمل طبیعت در برابر اراده و خواست حق ما و ظلم و بی عدالتی وسیعی بود که ایشان به دلیل مقاومت در برابر اراده همگانی ما از خود نشان می داد. ایشان هرگز درنیافت که این اراده مقدس همگانی ما صرفاً طالب اخذ مجوز گذر از دروس ریاضی به کوتاهترین شکل ممکن است و نه خواستار درک آن دسته از مفاهیم ریاضی که جایگاهی در این اراده خطاناپذیر ندارند.
0